سه شنبه 5 میزان 1391
نویسنده: فیصل کریمی، استاد رسانههای آنلاین در دانشگاه هرات
استفاده از رسانههای اجتماعی از جمله فیس بوک و توئیتر در بین جوانان افغان روز به روز در حال افزایش است و کاربران افغان درحال شکل دهی هویت افغانستان در فضای مجازی هستند. اگر چه هنوز بخاطر دسترسی محدود مردم افغانستان به اینترنت و زیاد بودن قیمت اینترنت استفاده از این رسانههای اجتماعی قابل توجه نیست اما روند روبه رشد فعالیتها و ارتباطات مجازی مردم افغانستان و کاربرد این شبکهها در تسریع جریان آزاد اطلاعات و شریک ساختن خبرها و بسیج فعالیتهای عمومی امیدوار کننده است.
رسانههای اجتماعی در حال فراگیری زندگی عمومی انسان هستند و این زندگی واقعی را به زندگی مجازی پیوند دادهاند؛ پیوندی که در یکی دو سال اخیر سبب تحولات بزرگ و بروز انقلاب و سرنگونی قدرتهای دیکتاتور در کشورهای مصر، تونس و لیبیا و یمن شد. این تحولات که برخاسته از نقش بسیج کننده و متحول کننده رسانههای اجتماعی فیس بوک، یوتیوب و توئیتر بود؛ سرآغاز فصلی شد که بهارعربی نام گرفت.
نقش رسانههای اجتماعی بیشتر در کشورهایی برجسته و تاثیرگذار است که شاهد ناآرامیها و سرکوب حکومتی بوده و دسترسی مردم به رسانههای جهانی محدود بوده یا اینکه فریاد مردم آزادی گرا در نطفه نابوده میشود.
این بهار روز به روز به جامعه افغانستان هم نزدیکتر میشود؛ چیزی که الگویی برای سرآغاز ایجاد تغییر و مبارزه با ظلم، بیعدالتیها و چالشهای سیاسی اجتماعی در کشور شده است.
تاجاییکه نهادهای رسانه یی افغانستان به پاس قدمهای میمون این میزبان مجازی، هفته یی را بنام هفته رسانههای اجتماعی نام گذاری کردند و خواستار جهانی شدن این هفته شدهاند.
کاربران افغان در فضای مجازی رسانههای اجتماعی با ذوق وسلیقه خود خبر رسانی میکنند، دست به افشاگری میزنند و با ایجاد گروههایی به مناسبتها و رویدادهای مختلف در صدد راهی برای سرگرمی و یا حل مشکلات جامعه هستند و یا دیدگاههایشان در مورد مسایل کشوری و جهانی با دیگران شریک میسازند.
درحال حاضردر افغانستان؛ جاییکه بحران جریان دارد و فساد و بیقانونی بیداد میکند، رسانههای اجتماعی از منابع مهم اطلاع رسانی سریع محسوب میشود.
تاجاییکه اخیر بیبی سی در گزارشی شمار کاربران افغان در فیس بوک را ۳۰۰ هزار اعلام کرده که بیش از هفتاد درصد آن را جوانان تشکیل میدهند.
آنچه که از مرور گذرای صفحات فیس بوک کاربران افغانستانی میتوان برداشت کرد این است که جوانان این کشور با راه اندازی کارزارهای تبلیغاتی و شریک ساختن مطالب، عکس و تصویر در رسانههای اجتماعی، به ویژه فیس بوک، خشونت و افراط گرایی را نکوهش میکنند؛ از فساد و بیعدالتی در لایههای مختلف دولت شکایت میکنند و ناهنجاریها و باورهای نادرست حاکم بر جامعه سنتی افغانستان را محکوم مینمایند.
اخیرا چند تظاهرات در محکومیت فساد اداری، خشونتها، ناامنیها و پدیده افراط گرایی در ولایتهای کابل و هرات از طریق همین رسانههای اجتماعی سازماندهی شد و شرکت کننده گان تظاهراتها از طریق فیس بوک دعوت شده بودند تا نشان دهند که میتوان بدون استفاده از سلاح و زور دست به تغییر و اصلاحات زد.
در هرات در چندین مورد، رسانههای اجتماعی فیس بوک در بسیج و حل مشکلات و مبازرات به میدان آمد؛ از مبارزه با خرافات و عدد ۳۹ گرفته؛ تا تلاش برای فعالیت مجدد روزنامه اتفاق اسلام، حل مشکل آب و برق، واکنشهای جوانان درمورد کسب مدال برنز توسط روح الله نیکپا در المپیک لندن و اخیرا برای مبارزه با افراط گرایی و اعتراض مدنی بخاطر لغو کنسرت شفیق مرید از سوی یک عالم دینی؛ کارگر افتاد و این ابر رسانه، توانست نقش برجسته خود را در این رویدادها داشته باشد.
این دستاوردها که زاییده فعالیتهای مجازی جوانان افغان در فیس بوک است؛ انتظار میرود که در رویدادهای بزرگتر به صورت مهندسیتر استفاده شود و مطمئنا تاثیرگذار هم خواهد بود. تاجاییکه فعالیتهایی مجازی سیاسیون و ارگ نشینان پایتخت هم این روزها در رسانههای مجازی برجسته شده و این افراد پی بردهاند که میشود از آن برای رسیدن به اهداف سیاسی و نفوذ در افکار عمومی استفاده موثرکرد. دیپلماتهای و نمایندگان افغان از رسانههای اجتماعی به عنوان بهترین رسانه استفاده میکنند و در پیوند با رویدادهای جاری در افغانستان مطالب و پیامهایی نشر میکنند.
حتی این روزها دیده میشود که طالبان هم حضور گسترده دیی در صفحات اجتماعی فیس بوک و یوتیوب دارند و این گروه از فیس بوک با استفاده نام و تصاویردختران در شبکههای اجتماعی از سربازان خارجی مستقر در افغانستان اطلاعات میگیرند. این شگرد تازه طالبان، پی بردن آنها به اهمیت فن آوری ورسانه در ادامه جنگ اطلاعاتی است.
در پهلوی این موارد آنچه که به عنوان چالش استفاده از رسانههای اجتماعی در میان کاربران افغانستانی مطرح است، نبود فرهنگ و دانش درست استفاده از این رسانهها در فضای مجازی است. انتشار عکسها و تصاویر مستهجن و غیراخلاقی از نگرانیها و چالشهای عمده است. چیزی که در دین و فرهنگ مردم افغانستان ممنوع است و سبب منحرف شدن نوجوانان و جوانان میشود و این خود از تبعات ویران کننده و منفی پدیده اینترنت محسوب میشود.
توهین به یکدیگر و شخصیت کشیها و نیز سوء استفاده از هویت و نام افراد دیگر و ساخت حساب به نامهای مختلف از سوی برخی کاربران افغانستانی سبب شده تا هتک و حرمت شخصیتهای حقوقی و حقیقی به یک عمل خیلی ساده و پیش افتاده تبدیل شود و این رسانه اجتماعی میدان امنی برای خالی کردن عقدههای شخصی گردیده است.
انتشار مطالب کم اهمیت و بیارزش و برچسبهای ناخواسته آنها از سوی برخی دیگر از کاربران افغانستانی در فیس بوک نیز مزاحمتها و وقت گیریهایی است برای خیلی از ما کاربران رسانههای اجتماعی دردسرساز و ناراحت کننده شده است. یکی مینویسد، «من پدرشدم» دیگری در دیوارمان برچسب میزند که «عکس بچه گیهایم» و یکی دیگر از خواب شیرین خود برایمان میگوید و…. چیزهایی که برای خیلی از ما کاربران فیس بوک بیاهمیت و کم ارزش است اما ناخواسته هر روز از جلوی دیدمان میگذرد.
حسابهایی از سوی برخی کاربران فیس بوک در افغانستان ایجاد شده که هنوز صاحب آن تولد نشده یا هنوز تازه تولد شده اما این کودک نامعلوم هر روز برایمان پیام مینویسد. بسیاری از کاربران افغانستانی در فضای مجازی از رسانههای اجتماعی برای سرگرمی و اتلاف وقت استفاده میکنند که این با رسالت و نقش اصلی این رسانهها در کشورهایی مثل افغانستان مغایرت دارد؛ درحالی که میشود از آن برای فرصتهایی مانند تغییر و اصلاحات استفاده کرد.
با این همه نقش مثبت و تاثیرگذار رسانههای اجتماعی در افغانستان روز به روز بیشتر میشود و نمیشود آن را انکار کرد. آنچه مهم است دانش و فرهنگ استفاده از رسانههای اجتماعی در بین افغانان و دسترسی عمومی به اینترنت میتواند قدرت و ثاثیر فوق العاده این شبکهها را در کشور ترویج و توسعه دهد و باید منتظر بود تا این پدیده ها بصورت خودجوش به میان آید و گذار فعلی را باید با امیدواری و با استفاده موثر و درک دقیق از کارکرد اصلی رسانههای اجتماعی در افغانستان پیمود.


Leave a Reply